اسلام او ساینسلمونځ‌

نماز بهترين وسيله است براي جلوگيري از فشار خون

(ان الصلوة كانت على المومنين كتاباً موقوتاً ) (سوره نساء 103)
يعنى (نماز برمؤمنان, بوقتهافرض ومقرراست) نمازيكى از اركان اساس و فرض عينى احكام دين اسلام است . حتى پيامبر (ص) فرموده است در بين مسلمان و كفر فرق در خواندن نماز است در اين جا دو بحث ذكر كرده مى شود.

الف اوقات بخصوص
ب اركان مخصوص قيام ركوع وسجده بدان ترتيب ملاحظه مى نمايم كه اوقات نماز بهترين ساعاتى است كه انسان ميتواند . بتمرينات ورزشى پرداخته تا بدينوسيله ازيك سو هم قواى از دست رفته راتجديد كرده و هم سستى وكسالت خود را برطرف ساخته است و از سوى ديگر در جريان و گردش خون تسريع نموده و جهاز تنفسى را بنشاط و فعاليت وادارد . اما حركات نماز چنانكه امروزه ثابت گرديده تكرار قيام و قعود در نماز بهترين وسيله ايست كه سرعت گردش خون را افزايش داده و ازين رو نماز را يكى از عوامل مؤثر در بكار انداختن جهاز هاضمه دانسته اند كه راه اشتها و ميل بغذا را نيز هموار ميسازد .

و جالب اين است كه اوقات نماز و مواقع هضم غذا كاملاً مناسب و هماهنگ بوده وچنانكه ملاحظه مى نمايم در اين امرحكمت عجيبى بكاربرده شده باين ترتيب كه وقت نمازصبح پيش ازشروع بغذاى صبحانه بوده وظهرقبل از آنكه انسان به نهار بپردازد و عصر يا همان وقت كه هضم غذا آغاز شده و به هنگام غروب و يا موقعى كه انسان بين دو وعده نهار و شام قرار دارد و به همين ترتيب موقع عشاء‌ كه هضم غذا تازه شروع گرديده است .

و بيگمان هيچكس مانند آن هاى كه در شبهاى ماه رمضان به نماز هاى تراويح پرداخته كه همان خواندن چندين ركعت نماز است كه تعداد ركعات آن زيادتر بوده وحركات قيام و قعود پيش از مواقع ديگر انجام ميابد بفوايد نماز و اثرات آن در هضم غذا پى نخواهند برد.

مطالعه كننده عزيز اين كه چرا نماز را خداوند (ج) به اين ترتيب مخصوص لازم گردانيده كه هر نماز داراى چندين بار ركوع و سجده و حركات مخصوص مى باشد جواب اول اين است كه در امر الله حق توجيه و مداخله را نداريم فقط بالاى ما عمل لازم است, مگر آنچه را كه طب جديد كشف نموده بايد هم مهمل گذاشته نشود. طب جديد بصراحت اعلان ميكند كه ركوع و قيام صلوتى در تقويت عضلات پشت ومعده اثر بسزائى داشته و آنچه از مواد چربو وپيه كه در جدار معده باقى مانده بكلى برطرف مى سازد .

و مهترين فايده سجود نيز اين است كه هم عضلات ران وساق پارا تقويت مى نمايد و هم در وصول خون به اعضاء و نواحى بدن كمك كرده ونيروى جدار معده را نيز افزايش مى دهد و فعاليت وحركات امعاء‌ نيز تقويت ميگردد .

ويكى ديگر از فوايد سجود اين است كه از بزرگ شدن شكم و ورم معده كه بر اثر فشرده شدن عضلات آن بوده و خود بيمارى بزرگى محسوب ميشود جلوگيرى خواهد كرديكى ديگر از فوائد نماز از نظر ظاهر اين است كه خود بهترين ورزشى است كه براى بدن بسيار مفيد و سودبخش خواهد بود زيرا كه باعث تحرك و فعاليت اطراف و اكناف بدن و دست و پا گرديده و اين فعاليت بكليه عضلات و مفاصل و استخوان ها نيز تعميم خواهديافت و اين نكته مسلم است كه فوائد نماز از نظر جسمى و ظاهرى نيز بيش ازآنهاى است كه در بالا اشاره گرديد چنانچه طب جديد اين موضوع را ثابت و مدلل ساخته كه نماز بهترين وسيله ايست كه از بالارفتن فشار خون جلوگيرى كرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزائى خواهد داشت و طبق نظريه پزشكان چنانچه در اداى نمازمراقبت و محافظت بعمل آمده و چنانچه حركات موزون آن به طمانيه و آرامى كه ازشرايط صحت آن است توأم باشد ثابت و مسلم گرديده كه از بسيارى بيمارى هاى ناشى از فشارخون جلوگيرى خواهدكرد و يكى از عوامل مؤثر در جلوگيرى از بروز بيمارى هاى معده و بخصوص قرحه و زخم معده خواندن نمازپيش ازغذاء است.

زيرا تنها دستور اطباء كه مورد توصيه و سفارش دايمى آنها قرار دارد اين است كه هرگز در موقع خستگى و تحريك اعصاب بخوردن غذا نپردازيد زيرا يكى از لوازم حفظ تندرستى اين است كه قبل از شروع بغذاء كمى استراحت كرده و آرامش كافى بدست آوريد از اين رو اداى نماز خود بهترين عملى است كه براى انسان مفيد بوده و اين موضوع راتأمين خواهدكرد.

نماز از نظر دستگاه عصبى نيز داراى فوائد و نتائج بسيار است و همان طوريكه قبلاً نيز اشاره شد در حين اداى نماز فشارخون پائين آمده و اين خود اثرى آنى و فورى بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سريع آن مانع خواهدشد و علاوه بر اين بر دستگاه اعصاب نيزتأثيرنموده و خستگى هيجان آن رابه آرامش تبديل مى نمايد از طرفى نماز را يكى از طرق بسيارمفيد در معالجه بى خوابى كه معمولاً از اضطراب اعصاب ناشى مى شود محسوب داشته اند دوكتور(توماس هايسلوب)ميگويد: بزرگترين عامل كه چون داروى شفاب خش در خواب موثر بوده و شخص را بمقدار زيادى تقويت مى نمايد نماز است و اين نظريه ايست كه طى ساليان دراز تجربه و آزمايش در مورد بيمارى هاى ناشى بى خوابى بدست آورده و نتيجه مطالعاتى است كه ازحرفه پزشكى خود آموخته ام و اين نكته نيز براى من مسلم گرديده كه نماز تنها عاملى است كه روح را آرامش بخشيده و از اضطراب وخسته گى اعصاب بمقدار زيادى ميكاهد دوكتور(ادوين فردريك پاورز) كه استاد امراض عصبى در ايالات متحده آمريكاست ميگويد: بسيارى از بيماريهاى شديد معده را امروز در كوتاه ترين مدت معالجه كرده و بطرز عجيب وبى سابقه بهبودى كامل بيمار را بى آنكه خود احساس كندباز گردانيده و آثار بيمارى را بكلى بر طرف مى سازند و هر چند كه علم طب باپيشرفت سريع خود بكشف بسيارى ازامراض نائيل آمده و در دنياى كنونى از بسيارى از رموز و اسرار بيماريها بطرز معجز آسائى پرده برداشته است با اين وصف هنوز هم امراض خطرناكى از قبيل فلج، لنگي، سستي، و ضعف عمومى در بدن بيمارى هاى چشم ونابينائى باقى مانده كه علل آنها تا كنون روشن نگرديده و معالجات طبى و جراحى و طرق ديگر پزشكى به مداوا و معالجه آنها توفيق نيافته است وعلاوه براين ها باز هم هزاران بيمارى ومرض باقى است كه بزرگترين اطباع هوشمند و نوابغ پزشكى كمترين با رقه اميدى بكشف و معالجه آنها بدست نياورده اند. امابررسى ودقت در مطالعات اين اطباع و نوابغ اين نكته را روشن مى سازد كه اغلب آنها اين نظريه را تائيد نموده و اعتقاد پيداكرده اند كه در ميان معجزات فراوان كه براى نماز شمرده اند كه يكى اعاده صحت و تندرستى روحى و شفاى كليه بيماريهاى است كه مداو او كليه طرق معالجات پزشكى در برابر آنها عاجز مانده است.

اما دوكتور(الكيس كارل) برنده جايزه نوبل در طب و رئيس قسمت مطالعات علمى در موسسه ركفلر در آمريكا طى مقاله مينويسد: (دعا و نماز قويترين نيروى است كه انسان مى تواند كه چون قوه جاذبه زمين داراى وجود حقيقى و خارجى باشد.

من درحرفه پزشكى خود مردانى ديده ام كه پس ازآنكه تمام معالجات ديگر در حال آنان مؤثر واقع نشده بود به نيروى دعا و عبادت از بيمارى و ماليخوليارهاى يافتند؛ دعا و نماز چون راديوم كه يك منبع مشعشعى است كه خود بخود توليد مى شود از راه دعا بشر ميكوشد نيروى محدود خود را بامتوسل شدن به منبع نامحدود تمام نيروى ها افزايش دهد وقتيكه ما دعا مى مى خوانيم خود را به قوه محركه پايان ناپذيرى كه تمام كائنات رابه هم پيوسته است متصل و مربوط ميكنيم.

و دعا ميكنيم كه قسمتى از آن نيرو بحوائج ما اختصاص داده شود به طرف همين استدعا نواقص ما مرتفع ميشود با قوت بيشتر و حالى بهتر از جابر ميخزيم هروقت ما خداوندﷻ را در دعا و نماز مخاطب ميسازيم هم روح و هم جسم خود را با وجهى احسن تغير ميدهم.

غير ممكن است مرد و يا زنى شبها تنها براى يك لحظه بدعا بپردازد و نتيجه مثبت و مفيد از آن نگيرد … اما امتيازات نماز از لحاظ روحانى و معنوى بحدى است كه هر گز قابل محاسبه و اندازه گيرى نبوده و فوايد بيشمار آن بيش از آن است كه درين مختصر بگنجد… نماز به اين معنى است كه انسان در پيش گاه الهى حاضر شده و پروردگار را بياد آورده و خود را متذكر مى سازد كه كليه امور بدست توانائى او است … نماز ياد آورى اين حقيقت است كه انسان در ميدان مبارزه زندگى و نزاع حياتى يكه و تنها نبوده و اين جهان پهناور را حاكمى است عادل و خالق است بصير …. پس آنگاه كه ستم گرى بروى ستم روا دارد و تجاوز كارى بر حقوق او تجاوز كند خود را بخداوند سپرده و كارخود را به آن كس كه آسمان ها و زمين بفرمان او است و ميگذارد … مطالعه كننده عزيز! فكر نمائيد نماز يكى از دستورات و قوانين خالق انسان بالاى انسان است كه از يك سو انسان را بخالق اش وصل ميكند و از سوى ديگر بهتر عاملى است كه انسان را در برابر عقده هاى روانى و فشار روحى كه بزرگترين دشمن آسايش و آرامش زندگى است محفوظ داشته و نيروى به وى ميدهد كه با هرنوع رنج و اضطراب و شكست و ناراحتى در زندگى كه خود باعث بروز بسيارى ازبيمارى است مبارزه كرده و با آرامش و اطمنان به حيات خود ادامه داده و بر تمام مشكلات فائق خواهد شده .

دوكتور (روز هلوردنج) كه از مشاورين پزشكى صحت عامه (بوستن) در آمريكا ست چنين ميگويد : بنظر من بهترين درمان تسكين و تخفيف غم و نگرانى اين است كه مشكلات و گرفتاريهاى خود را باشخصى كه طرف اعتماد باشد درميان گذاريم .

حال با اين توضيحات و در چنين موارد آيا جهت رفع نگرانى و پريشانى بهتر نيست بدرگاه خداوند سميع و بصير پناه برده… خداوندى كه تمام امور بدست بلاكيف او و هر خير و احسانى پرتوى از فيوضات بيكران او و هر امرى بفرمان اوست … و آيا بهنگام كه انسان بی نماز ايستاده و دعا و راز و نياز با خداوند ميكند كافى نيست كه انسان را ازهمه اين مشكلات و تكاليف روحى وجسمى و روانى رهاى بخشد ؟؟

اينكه ما روز چندين باربحضورالهى سرخم كرده تسبيح ودعاميخوانيم درحقيقت ماصدها مرض روحى وروانى خودرا ازخود دور مى نمايم.

پزشكان روان شناس جهانى پس ازبررسى و مطالعات فراوان با اين نتيجه رسيده اند و اعلان داشته اند كه غالب خستگى ما از حالت فكرى و احساسى ما بوجود مى آيند و اثر شگرف انديشه و احساس در حيات انسان بمراتب بيشتر از تصميم و اراده قوى است, اين نظريه رابنام (نيروى عاطفه واحساس) خوانده و آنرا در چند كلمه خلاصه كرده اند با اين ترتيب كه هر كس آنراياداشت كرده وهر روز صبح كه ازخواب بيدار مى شود وآنرا پيش خود تكرار نمايد هرگز نگران نشده وبركليه مشكلات پيروزى خواهد شد و اين چند كلمه باين شرح است : (من هرگز درفكر آينده نبوده واطمنان دارم كه هر روز ازروز پيش براى من بهتر خواهد شد.

و در جاده‌ زندگى هرچه بجلوتر روم بكاروان خوشبختى و رفاه نزديكتر خواهم شد) حال ببنيم اين فورمول كه روانشناسان توصيه نموده و بايد آنرا نوعى تخيل وتلقين ناميده آيا هرگز بانماز قابل مقايسه وسنجش خواهد بود؟

و آيا جهت رفع نگرانى و هيجان و حفظ آرامش و اطمنان بهتر است بآنچه كه روانشناسان توصيه نموده مراجعه نمود ويابه نماز پرداخت باين ترتيب كه انسان روزانه چندين بارحمد وستايش و سپاس بدرگاه خداوندى پرداخته وروز خود را باآن آغاز مينمايد وبدرگاه ايزدى دعا و نيايش مى كند كه وى رابراه هدايت وصراط مستقيم راهنماى فرمايد …

اندكى دقت و توجه اين حقيقت مسلم ميدارد كه بين آنچه راكه دانشمندان روانشناس توصيه كرده وهدفهاى عاليه اى كه اسلام دراداى نماز مورد نظرقرارداده تاچه اندازه تفاوت وفاصله موجود است اين نمونة از فوايد وامتيازات نماز ازنظر جسمى وروحى بود …

و بدون شك فضل و امتياز نماز و اثراتى كه جنبه هاى مختلف وجود انسان رافرا ميگرد تنها محدود به شخص نماز گذار نبوده بلكه دامنه فوايد ونتايج آن از فرد پا فراتر نهاده و بر اجتماع نيز گسترش خواهد يافت چنانچه اسلام مسلمين را به اداى نماز جماعت امر ميكند كه ازيك سو يكى ازسنت هاى پيامبر اسلام اداگرديده درعين حال بما مياموزد همچنان كه درصفوف نماز بايستى كليه افراد مساوى وبرابر بوده و تحت نظام خاص درآيند.

دراخلاق ورفتار اجتماعى نيز بهمان اندازه مرتب ومنظم گردند. نماز جماعت عاليترين مكتب ترتيب ورشد اخلاق است, وهرگز وسيله اى ديده نشده كه مانند نماز جماعت بتواند تااين حد درايجاد صفات حميده واخلاق حسنه درميان افراد مؤثر باشد.

اين دسته وجماعت كه درمسجد بگرد هم فراهم آمده وچون حلقه زنجير بهم پيوسته باتمام باكمال اختلافى كه درلباس آنها وفاصلة كه زاد و بوم آنان داشته و با وجود تفاوتى كه در سن آنها ديده ميشود يك صف ويك رديف قرار گفته و بيك امام اقتداء مينمايند.

و چه بسا ممكن است شخصى كه در پيشاپيش آنها ايستاده و همگى بوى اقتداء كرده رتبه و مقامش از ديگر افراد پائين تر و لباسى كم بها تر و از لحاط بدنى از ديگران ضعيف ترباشد بدون ترديد نماز مهمترين عاملى است كه در اجتماع اسلامى اصل مساوات را بر قرار ساخته است:

شيخ الاسلام عبدالله (كوويلام) كه در سال1887 بدين اسلام مشرف شده و در سال 1889 كتابى را تحت عنوان (آئين اسلام) در رشتة تحرير درآورده است چنين ميگويد: روزى سوار بر كشتى بعزم ديدار شهر (طنجه) دربلادمغرب بسفرپرداختم.

ديرى نگذشت كه ناگاه هوا بشدت طوفانى شده و نزديك بود امواج خروشان دريا كشتى را در كام خود فروبرد, مسافرين كشتى غرق در وحشت و اضطراب گرديده و بجمع كالا وامتعه خود پرداختند و بى آنكه بدانند چه بر سر آنها خواهد آمد هر يك سرا سيمه بگوشه اى هجوم برده و فرار ميكردند.

درين اثنا با كمال تعجب مشاهده كردم كه گروهى از مسافرين مسلمان با نظم خاص در يك رديف قرار گرفته و بگفتن تكبير و تسبيح و (لااله الالله) مشغولند وقت از يكى از آنها ازين موضوع جويا شدم او در جواب گفت بدرگاه خداوندنماز مى گذاريم! باتعجب پرسيدم :

آيا طوفان و هياهو شما را نگران نه ساخت؟ وى به آرامى پاسخ داد: خير… و ادامه داده گفت: نماز و دعا و نيايش ما بدرگاه خداوندى است, خداوندى كه فرمان هر چيز بدست اوست و حيات ممات تحت اراده اوست چنانچه اراده فرمايد ميميراند … ازخلال گفته هاى عبدالله كوويلام ثابت شد كه نماز همه پريشانى هاى درونى را دور ميكند. چنانچه در احاديث صحيحه آمده است پيامبر بزرگ اسلام در وقت پريشانى به اداى نماز مى پرداخت اين گفتگو نمونه قطره از بحر عميق و بى پايان بود كه خدمت تان پيشكش شد اما تمام تفصيل را اين مختصر نه بلكه اوراق كثير گنجايش داده نمى تواند .


منبع: کتاب قرآن و انکشافات عصر جدید

 

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
وسیع ویب
error: